الحر العاملي ( مترجم : عباس جلالى )

42

نقدى جامع بر تصوف ( ترجمة رسالة الاثني عشرية في الرد على الصوفية ) ( فارسى )

يادآور شده‌اند از جمله : وحدتى ، واصلى ، حبيبى ، ولائى ، مشاركى ، شمراخى ، مباحى ، ملامى ، حورى ، جمالى ، تسليمى ، كاملى ، تلقينى ، الهامى ، خورى ، عشاقى ، حلولى ، ذوقى ، جمهورى و زراقى . شهيد ثانى ( اعلى اللّه مقامه ) در شرح « بداية الدراية » مىگويد : فرقه كراميّه و برخى از بدعت‌گذاران صوفى بر اين اعتقادند كه براى تشويق و ترغيب مردم به اطاعت و بيم دادن آنان از معصيت ، مىتوان به جعل حديث پرداخت . مرحوم علّامه و ديگران در كتب كلامى به بيان بسيارى از اعتقادات فاسد صوفيان پرداخته‌اند كه به خواست خدا يادآورى خواهد شد . بنابراين ، صحت مسلك « تصوّف » با وجود دسته‌هاى مختلف و مسلك‌هاى متفاوتش و همسو بودن همهء آن‌ها در مخالفت با شرع و پيروانش و دشمنى با شيعه و ائمه عليهم السّلام ، چگونه براى فردى شيعه قابل تصور است ؟ و اين معنا براى كسانى كه به مطالعهء كتب آن‌ها بپردازند ، كاملا روشن است پس چگونه مىتوان به آنان خوش‌بين بود ؟ ! با ثابت شدن موضوع ياد شده بايد گفت : امورى كه بر ابطال « تصوّف » و نكوهش آن به طور كلّى ، يعنى كشيدن خط بطلان بر تمام امور يادآورى شدهء مربوط به آن‌ها و آن‌چه يادآورى خواهد شد ، دلالت دارد مواردى بسيار است كه تنها به دوازده مورد آن اشاره مىكنيم . 1 - دليلى شرعى بر صحّت چنين مسلكى ابراز نشده با اين‌كه صوفيان ، آن را از دستورات مهمّ دينى تلقّى كرده‌اند و بنابر معمول و شرع اگر چنين چيزى واقعيّت داشته باشد محال است از وجود نصّى شرعى برخوردار نباشد در صورتى كه [ نه تنها دليلى بر حجت آن وجود ندارد ] بلكه بر بطلان آن روايات فراوانى موجود است و تحقيق و بررسى پيرامون اين دلايل قبلا در باب نخست اين كتاب ، يادآورى شد . 2 - به خوبى روشن است كه ايجاد بدعت در دين ، حرام است و به يارى خدا به بيان برخى از روايات دال بر اين معنا خواهيم پرداخت . از سويى مشخص است مواردى كه بدان‌ها اشاره كرديم از همين قبيل‌اند ( يعنى بدعت ) زيرا هيچ‌گونه دليلى براى آنان ثابت نشده و انجام اين قبيل كارها مخالف شيوهء اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السّلام است . چنان‌كه از تحقيق و بررسى هردو طريق ، به وضوح و روشنى پيداست . بدين ترتيب ، اوج تفاوت بين آن‌ها به خوبى آشكار و كاملا واضح است .